سلطان محمد ميرزا قاجار
98
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
حمامها حمامها هم برملا از طايفهء اروم بهجهت اين امر شنيع حاضرند و خود اظهار مىكنند . آنقدر اين كار قبيح شايع است كه اگر كسى با آنها خلاف آنچه قرار دا [ ده ] است بكنند در پيش امام محله و مختار يا تفنگچى باشى كه داروغه باشد بلكه به باب عالى « 10 » عارض شده ، محصل « 11 » مىآورند [ و ] محاكمه مىكنند [ و ] آنچه قرار شده است مىگيرند . پناه بر خدا از اين كار ! ميخانهها ميخانهها هم در همهجا آشكار است . مسلم يا ديگرى در تجرع برملا قصور [ 53 ب ] نمىكنند . همينقدر كه كار به بدمستى و اذيّت به مردم نرسد كسى را حرفى نيست . بازار بازارها و كاروانسراهاى بسيار سنگين پر از اجناس مختلفه دارد . از همهجاى عالم بهجهت تجارت در اين شهر جمعاند . قهوهخانههاى زياد بسيار خوب دارد . دكاكين دلاكى خيلى معتبر باصفا هست . بيگ اغلى و گردشگاهها بيگ اغلى كه محلّهء فرنگيهاست واقعى فرنگستان است . وضع عمارات و بازار ، مغازهها [ و ] لكانتهها « 12 » همه به همان رسم فرنگستان است . بازارچه آيينهء
--> ( 10 ) . « باب عالى ، كه وكلاى دولت و ملت در آنجا مىنشينند و مثل دار الشورى است » . ( سفرنامهء فراهانى ، ص 113 ) . ( 11 ) . محصل ( اسم فاعل ) - مأمور اخذ خراج و هروجه ديگرى كه از طرف حكومت تعيين مىشده ، متصدى وصول ماليات . ( فرهنگ معين ، ج 3 ) . در اينجا به معنى شخص تعيين كنندهء مقدار جريمه مىباشد . ( 12 ) . لكانته يا لقانطه Locanta ( ايتاليايى Locarda - مهمانخانه ، رستوران . ( فرهنگ معين ، ج 3 ) .